امروز تولد یکیه!
اگه گفتی.....................................
تولد تام فلتونه دیگه!![]()
![]()
امیدوارم روز خوبی داشته باشه!....................
تولدش بهش خوش بگذره و...................
همییییییییییییییییییییییییشه موفق باشه!![]()
![]()
![]()

اینم تااااااااااااااااااااااااااااااااااام!![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
(
)
دووووووووووووووووووووووووووووووووووستون دارم!![]()
نظر بدین لطفا!![]()
![]()
۱.فوق العاده
۲.خیلی خوشگل
۳.خوشگل
۴.معمولی
۵.بد نیست
و دیگه گزینه ی بیریخت نداریم چون فکر نکنم زشت باشه.





ببخشید دن ردکلیف اینجا نقش پارازیت رو ایفا میکته.
حالا نظرتون رو بگید.
با توجه به:




و...

از نظر شما روپرت گرینت:
۱-خیلی خوشگله
۲-خوشگله
۳-قابله تحمله
۴-هیچ کدام
چند تا عکس ازش:



نگاش کن تو رو خدا!!!


و...
اینم آخریش
حالا از نظر شما اما واتسون:
۱-خیلی خوشگله
۲-خوشگله
۳-قابل تحمله
۴-خوش تیپه ولی خوشگل نیست
|
احتمال ساخت نسخه سینمایی از کتاب بیدل قصه گو Posted: 09 Dec 2008 09:45 AM CST
بنا به منابع خبری سایت مذکور، وارنر براز فعلا در حال تحقیق و بررسی روش هایی است که بتواند اقتباس سینمایی این کتاب را تهیه کند. لطفا توجه داشته باشید که صحت و سقم این خبر مورد تردید است و تا اطلاع رسمی کمپانی وارنر، باید این مطلب را شایعه در نظر بگیرید. |
|
اما واتسون در مراسم افتتاحیه فیلم افسانه دسپریا Posted: 09 Dec 2008 09:37 AM CST اما واتسون، هنرپیشه فیلم های هری پاتر، شب گذشته برای شرکت در مراسم افتتاحیه فیلم جدیدش افسانه دسپریا، در لس آنجلس حضور پیدا کرد. او در این فیلم صدای پرنسس پی را ایفا کرده است و این فیلم در 19 دسامبر امسال، به روی پرده های سینما خواهد رفت. عکس هایی از اما را در این مراسم می توانید در اینجا ببینید. تریلر این فیلم هم در اینجا قابل مشاهده و یا دانلود است. |
|
ویدیو از صحنه های جدید و پشت صحنه های ویژه شاهزاده دورگه Posted: 09 Dec 2008 09:32 AM CST طرفداران قدیمی هری پاتر می دانند که هر نوبت، چند ماه قبل از اکران جدیدترین فیلم هری پاتر در روزهای نزدیک به کریسمس، شبکه امریکایی ABC مجموعه ویژه ای را برای فیلم جدید پخش می کند و صحنه هایی کاملا جدید به همراه مصاحبه و پشت صحنه از آن را نمایش می دهد. این بار هم طبق روال گذشته، این شبکه ویدیوهای مربوط به صحنه های جدید از فیلم سینمایی هری پاتر و شاهزاده دورگه را پخش کرده است. بقیه در ادامه خبر… به روز شد: لینک دانلود ویدیوها در ادامه خبر قرار داده شد.
- بخش اول: داستان (دانلود - 3 مگ) - بخش دوم: عشق در هوا - شامل صحبت هایی از دن رادکلیف، اما واتسون، روپرت گرینت و جسی کیو (بازیگر لاوندر براون). (دانلود - 3.5 مگ) - بخش سوم: ملاقات با پروفسور اسلاگهورن - شامل صحبت هایی از دیوید یاتس، دن رادکلیف، روپرت گرینت، جیم برادبنت (بازیگر اسلاگهورن) و دیوید بارون. (دانلود - 3.5 مگ) - بخش چهارم: زندگی تام ریدل - جزئیاتی از گذشته ولدمورت به همراه مصاحبه هایی با دن رادکلیف، دیوید هیمن و مایکل گمبون. (دانلود - 3.5 مگ) - بخش پنجم: کُمدی - شامل صحبت هایی با دنیل رادکلیف، دیوید یاتس، دیوید هیمن، روپرت گرینت، متئو لوئیس و اما واتسون. دیوید هیمن در این مصاحبه می گوید این قسمت “خنده دارترین قسمت فیلم ها” است و دیوید یاتس هم می گوید مزه ی “کُمدی کوییدیچ” را در این فیلم چشیدیم. (دانلود - 3.5 مگ) تمام ویدیوها به فرمت wmv و متعلق به سایت TLC است. جهت دریافت ویدیوها، روی عبارت دانلود کلیک راست کنید و گزینه Save Target As را انتخاب کنید. |
|
تقلید از هری پاتر هم پرفروش میشود Posted: 09 Dec 2008 09:18 AM CST «مارینا فیوراتو» که پیش از این در نویسندگی تجربهای نداشت با الگو قرار دادن «جیکی رولینگ» خالق «هری پاتر» کتابی منتشر کرده که به سرعت به فروش میرسد. به گزارش خبرگزاری فارس، «مارینا فیوراتو» دانشآموخته رشته تاریخ از دانشگاه آکسفورد و دانشگاه ونیز و متخصص آثار «شکسپیر» است اما پیش از این تجربهای در حوزه داستاننویسی نداشته است. وی با الگو قرار دادن «جیکی رولینگ» مادر داستانی «هری پاتر» به همراه دختر کوچکش در کافههای لندن مینشست و در نهایت کتابی نوشت که این روزها در سراسر جهان به سرعت فروش میرود و هالیوود نیز در صدد خرید کپیرایت آن است. بقیه در ادامه خبر… «فیوراتو» که خود مدت زیادی در کافههای لندن مشغول کار بوده، رمان «شیشهگر مورانو» را در حین کار نوشته است. این رمان در سالهای قرن 17 میلادی و در شهر ونیز میگذرد و «فیوراتو» وقایع تاریخی رمان خود را با واقعیت تطابق داده است. پس از فروش خوب کتاب در آلمان، انتشارات «بیوتیفول بوکس» انگلستان کتاب را خرید و تا امروز 40 هزار نسخه در انگلستان فروخته است. «فیوراتو» که 36 سال سن دارد هماکنون در حال مذاکره با هالیوود برای واگذاری حق ساخت فیلم رمان «شیشهگر مورانو» است. «مارینا فیوراتو» هرچند ممکن است همچون «رولینگ» فروش میلیونی نداشته باشد، اما دیروز به خبرنگاران گفت: «من روزهای سختی را پشت سر نهادم و خیلیها به من گفتند که داستاننویسی را کنار بگذارم و اینکه داستاننویسی خیال خامی است. » وی درباره تأثیرش از «رولینگ» گفت: «رولینگ مرا بسیار تحت تاثیر قرار داد. وی نیز اولین کتابش را در کافهها نوشت و من شیفته داستانسراییاش هستم.» |
Posted: 09 Dec 2008 09:45 AM CST
بنا به گزارشی که امروز صبح ، سایت سینمایی CinemaBlend.com داده است ، کمپانی وارنر براز در حال بررسی جهت ساخت نسخه سینمایی از افسانه های بیدل قصه گو است.
“از آنجایی که نان دانی هری پاتر دارد به آخره خط می رسد، وارنر براز به دنبال راهی است که هر چه بیشتر بتواند هری پاتر را بچالند و از آن پول به دست آورد.”
بنا به منابع خبری سایت مذکور، وارنر براز فعلا در حال تحقیق و بررسی روش هایی است که بتواند اقتباس سینمایی این کتاب را تهیه کند.
لطفا توجه داشته باشید که صحت و سقم این خبر مورد تردید است و تا اطلاع رسمی کمپانی وارنر، باید این مطلب را شایعه در نظر بگیرید
![[image]](http://i38.tinypic.com/5bv7v7.png)
الهی من بگردم!نکاه کن چه جوری اشک تو چشماش جمع شده!
من پس از چند وقت دوباره اومدم.واقعا ببخشید به دلیل مشغولیت های فکری و درسی نمی تونستم
زودتر بیام!
حالا به افتخار خودم و رون و دراکو چند تا عکس می ذارم:

الهی!خیلی نازه!

چه چشمایی!

|
گزارش کامل از جشن رسمی انتشار بیدل قصه گو با حضور رولینگ
تمام عواید فروش این افسانه های جادوگری که بیش از 7.5 میلیون نسخه در دوره ی اول آن چاپ گردید، به نفع موسسه خیریه کودکان نیازمند در اروپای شرقی که خود رولینگ موسس آن بود، می رسد. این نویسنده 43 ساله، هفت نسخه اصلی دست نویس از بیدل قصه گو را نوشته بود که 6 نسخه آن را به دیگران هدیه داد و نسخه آخر را هم در حراجی خیریه به فروش رسانید. این کتاب با قیمت 4 میلیون دلار سال گذشته فروخته شد. رولینگ در جمع 200 نفری از دانش آموزان مقطع دبستان که در سالن شواری ادینبورگ برای مهمانی چای که جشن رسمی انتشار بیدل قصه گو است حضور پیدا کرد و گفت: “ایده ی این کار در اصل از طرف شما به ذهن من رسید، منظورم طرفداران هری پاتر است.” بقیه در ادامه خبر…
بیدل قصه گو نام کتابی است که در آخرین جلد کتاب پاتر، “هری پاتر و یادگاران مرگ” از آن نام برده شده بود. این کتاب توسط آلبوس دامبلدور، مدیریت مدرسه هاگوارتز، به هرمیون گرنجر، دوست جادوگر پسر قصه سپرده شده بود. تنها یکی از پنج داستان کتاب “افسانه های بیدل قصه گو” در کتاب پاتر نام برده شده بود که آن هم حاوی اشارات و سرنخ هایی قاطع بر آخرین وظیفه ی پاتر مبنی بر از بین بردن لرد ولدمورت بود. رولینگ بخشی از افسانه های کتاب را برای حضار نوجوان حاضر در ادینبورگ مطالعه کرد. تمام بچه ها از مدارس محلی بودند که در این جشن علاوه بر ملاقات با این نویسنده بریتانیایی، یک نسخه رایگان از کتاب را هم دریافت کردند. در حین بخش سوال و جواب در مهمانی، نویسنده در مورد نویسندگان مورد علاقه ش در زمانی که خردسال بود و عشقش به کریسمس صحبت کرد و اعتراف کرد که همیشه از عنکبوت می ترسیده و حتی تا زمانی هم که جوان بود، این ترس او را رها نکرده بود.
“من واقعا از روپرت گرینت عذر میخوام که باعث شدم اون رو در موقعیت های این چنینی از وضعیت رون قرار بدم تا اون هم مجبور بشه این صحنه ها رو بازی کنه.” در آخر تمام عواید فروش بیدل قصه گو به موسسه خیریه The Children’s High Level Group (مخفف: CHLG) (نشانی: www.chlg.org)، که کمپین محافظت و ترویج حقوق کودکان است، می رسد. این موسسه کار خود را اول در رومانی شروع کرد و بعد به مالدیو، گرجستان، ارمنستان و جمهوری چک رفت. در جولای 2007، یادگاران مرگ تبدیل به سریع ترین فروش کتاب در تاریخ جهان شد. علاوه بر این، کتاب های هری پاتر تا به حال بیش از 400 میلیون نسخه فروش داشته اند و رولینگ را به ثروتمندترین نویسنده جهان تبدیل کرده اند. ضمنا فیلم های این مجموعه هم در گیشه موفقیتی عظیم و بالغ بر 4.5 بیلیون دلار در باکس آفیس داشته است که تا به حال 5 فیلم از آن اکران شده است. سه فیلم دیگر از این مجموعه باقی مانده است که یادگاران مرگ در دو قسمت ساخته خواهد شد. بیدل قصه گو آخرین نوشته رولینگ از دنیای هری پاتر نیست. او گفته است که قصد دارد دایره المعارفی بر این مجموعه بنویسد که تمام عواید آن هم به موسسات خیریه خواهد رسید. |
|
طرفداران هری پاتر در تب و تاب کتاب جدید: جشن رولینگ برپا شد
یکی از مسئولان ماگل نت هم به این جشن رفته و عکس هایی از خود رولینگ و نسخه اصلی دست نویس کتاب جدید “افسانه های بیدل قصه گو” تهیه کرده است. این عکس ها را می توانید در ادامه خبر ببینید…
آخرین صفحه از داستان جادوگر و جام جهنده ده عکس با کیفیت از سخنرانی رولینگ در این جشن از خبرگزاری رویترز را در اینجا ببینید |
الهی!



“اکسپکتو پاترونوم!” هری پاتر
با بازی: دنیل رادکلیف
فیلم: هری پاتر 1-6
دلیل حضور در فهرست: پنج فیلم اکران شده اند و دو فیلم (خیلی خب، سه فیلم!) در نوبت اکران هستند، اما ظاهرا هری پاتر تا همین جای کار شما را تحت تأثیر قرار داده. مشخص است چرا: دنیل رادکلیف نقش هری را به طور رو به رشدی متقاعدکننده بازی می کند، هری که جلوی چشمان ما از یک پسر بچه حیرت زده به یک نوجوان تحت فشار و غرغرو تبدیل شده و با این حال دوست داشتنی و همیار بافی مانده است.
بهترین لحظه: صحنه ای از فیلم زندانی آزکابان که هری سوار بر کج منقار هیپوگریف بی مهابا دستانش را باز می کند و احساس شادی می کند.
10 کاراکتر برتر این فهرست 100 تایی:
1- تایلر دوردن با بازی “برد پیت” در فیلم باشگاه مشت زنی
2- دارث ویدر با بازی “دیوید پراوس/جیمز ارل جونز” در فیلم جنگ ستارگان
3- دلقک (جوکر) با بازی “هیث لجر” (مرحوم) در فیلم شوالیه سیاه
4- هان سولو با بازی “هریسون فورد” در فیلم جنگ ستارگان
5- دکتر هانیبال لکتر با بازی “آنتونی هاپکینز” در فیلم سکوت بره ها/هانیبال/اژدهای سرخ
6- ایندیانا جونز با بازی “هریسون فورد” در فیلم مهاجمان صندوقچه گمشده
7- دود با بازی “جف بریجز” در فیلم لبوفسکی بزرگ
8- کاپیتان جک اسپارو با بازی “جانی دپ” در فیلم دزدان دریایی کارائیب 1-3
9- الن ریپلی با بازی “سیگورنی ویور” در فیلم بیگانه 1-4
10- ویتو کارلئونه با بازی “مارلون براندو” در فیلم پدر خوانده
منبع:شبکه ی دیوانه ساز
اول آذر: روزی که شاهزاده دورگه می بایست اکران می شد
Posted: 21 Nov 2008 12:13 AM CST
بینندگان قدیمی شبکه دیوانه ساز ایرانی به خاطر دارند که در 25 مرداد سال 1385، اطلاع دادیم که وارنر براز رسما اعلام کرده است که فیلم سینمایی هری پاتر و شاهزاده دورگه، در اول آذر 1387 (21 نوامبر 2008) اکران خواهد شد.
اما دو سال بعد، در 24 مرداد 1387، وارنر براز اعلام کرد که اکران به تعویق افتاده است و در 26 تیر 1388 این فیلم به روی پرده های سینما خواهد رفت.
با جنجال های زیاد و اعتراضات گسترده طرفداران، تنها اتفاقی که افتاد، نامه مدیریت وارنر براز براس تسلی خاطر طرفداران بود که تحمل کنید!
به هر حال تنها 237 روز دیگر به اکران شاهزاده دورگه باقی مانده و چاره ای جز صبر کردن نداریم…
Posted: 16 Nov 2008 03:38 AM CST
نویسنده محبوب هری پاتر، که قبلا خبر داده بودیم در کتاب تولد، ویژه جشن تولد 60 سالگی شاهزاده چارلز به همراه جمعی دیگر از نویسندگان مشهور و معتبر، همکاری داشته است، بخشی از متنی که در این کتاب نوشته، توسط روزنامه گاردین رونمایی شده است
زمانی که هری، تصمیم نهایی خود را می گیرد و مسیر طولانی به قلب جنگل تاریک را طی می کند، در واقع مسئولیتی که به او محول شده را با آنکه هنوز کودکی کم سن و سال است، پذیرفته. علی رغم اینکه هرگز به دنبال این نقشی که باید ایفا کند نبوده و هرگز هم این زخم نشان دار را نخواسته بود.
همان طور که استادش، آلبوس دامبلدور، این قضیه را برای هری روشن کرد، او می توانست دنبال کردن مسیری که برایش تایین شده را نپذیرد و از انجام آن بگذرد. او می توانست از انجام این مسئولیت با وجود وزن سنگین انتظارات و گمانه زنی هایی که برای انتخاب شدن او وجود داشت، بگذرد. این تصمیم خوده خود هری بود که به جنگل برود و با ولدمورت ملاقات کند، و آماده ی رودررو شدن با سرنوشتی شود که 16 سال پیش از آن فراری بود.
کتاب تولد هم اکنون در فروشگاه آمازون پیش فروش می شود. تمام عواید فروش این کتاب هم به موسسه خیریه کودکان و هنرهای شاهزاده تعلق می گیرد. متن کامل قطعه انتخاب شده از رولینگ را در اینجا می توانید بخوانید.
منبع:شبکه ی دیوانه ساز
|
هری پاتری ها می توانند کتاب جدید “شیطان و پسرکش” را بخوانند Posted: 06 Nov 2008 12:55 PM CST حالا که مجموعه کتاب های جذاب هری پاتر به پایان رسیده اند و قشر عظیمی از نوجوانان به دنبال این جریان کتاب خوان شده اند، نباید این موقعیت فوق العاده را از دست دهند. به گزارش همشهری، انتشارات کاروان در مجموعه کتابهای لوک خود کتاب «شیطان و پسرکش» (The Devil And His Boy) نوشته آنتونی هوروویتس (Anthony Horowitz) را با برگردان فارسی گیتا گرگانی به بازار کتاب عرضه کرده است. همشهری در مورد این کتاب نوشته این کتابها، معمولاً مخصوص «دوره نوجوانی به بعد» است، یعنی به درد کودکان و خرد سالان نمیخورد، اما به زعم ناشر و گروه گزینش و ترجمه این سری کتابها افراد در سن 12 سالگی تا صد سالگی می توانند آن ها را بخوانند. همچنانکه بسیاری در سنین پیری هری پاتر میخوانند. خلاصه داستان “شیطان و پسرکش” را در ادامه خبر بخوانید… این کتاب داستان تام، پسری دوازده ساله است، که فکر میکند یتیم و بیکس و کار است و قرار است تا آخر عمرش در مهمانخانه پستی، برای صاحبان نفرت انگیز آن، بردگی کند. اما یک روز، مردی ناشناس به مهمانخانه میآید و تام کمکم پیمیبرد که آنطورها هم که فکر میکرده بیکس و کار نیست و قرار است نقش مهمی در تاریخ کشورش بازی کند. نقشی که با بازی در نمایشی به نام شیطان و پسرکش شروع میشود. این کتاب هم مانند هری پاتر از بریتانیا است و نثری بسیار روان و پر کشش و هیجان انگیز دارد و مانند بعضی کتاب ها، خواب آور و تکراری نیست. در حال حاضر از روی این مجموعه، سری فیلمهایی در حال ساخت است که نخستین آنها، دوصفر هیچ، در امریکای شمالی اکران شده است. مشهورترین کتاب فانتزی هوروویتس، گروشام گرینج است که دست بر قضا در مورد مدرسهای ویژهی سحر و جادو است و پسری که نمیداند بالقوه جادوگر است و ناپدری و نامادریاش او را تحت فشار میگذارند و ناگهان موقعی میرسد که از طرف مدرسه به دنبال او میآیند. توجه داشته باشید که اسم کتاب به این صورت تلفظ میشود: Sheitan Va Pesarakash! |
|
تام فلتون از کارگردانی حرفه ای دیوید یاتس در فیلم 6 میگوید Posted: 06 Nov 2008 12:42 PM CST وب سایت طرفداری FeltBeats.com، یک مصاحبه زیبا با بازیگر نقش دراکو مالفوی در فیلم های هری پاتر انجام داده است. در این مصاحبه، او در مورد شاهزاده دورگه، یادگاران مرگ و خیلی مسائل دیگر صحبت کرده است. در بخش مربوط به شاهزاده دورگه، از او پرسیده شده است از اینکه در این فیلم نقش مهمی دارد، هیجان زده شده است یا خیر. بخش هایی از صحبت های او را در ادامه خبر به فارسی بخوانید…
متن کامل مصاحبه را به انگلیسی می توانید در این لینک ها ببینید: بخش یک، بخش دو و بخش سه. بخش چهارم را هم به زودی منتشر خواهند کرد. ![]() |
|
ذره ای آرامش، رکورد جام آتش را در انگلستان شکست Posted: 06 Nov 2008 12:26 PM CST با انتشار جدول این آخر هفته از باکس آفیس، آخرین فیلم جیمز باند، ذره ای آرامش توانست رکورد جام آتش را مربوط به اولین روز اکران، بشکند. این فیلم روز جمعه 4.9 میلیون پوند فروش داشته است، در حالی که جام آتش در روز اول اکران خود، 4 میلیون فروخت. |
|
اما واتسون سایت خود را با مطلبی از یادگاران مرگ به روز کرد Posted: 06 Nov 2008 12:19 PM CST اما واتسون وب سایت شخصی خود را با پیام جدیدی برای طرفدارانش به روز کرده است. او در مورد سفرهایی که این چند مدت داشته، برنامه های دانشگاهش، اکران فیلم جدیدش و آماده شدن برای ایفای نقش در فیلم سینمایی یادگاران مرگ که از فوریه آینده شروع می شود، صحبت کرده است.
|
|
عکس های تام فلتون در فیلم جدید جک آزبورن Posted: 06 Nov 2008 12:11 PM CST چندین عکس جدید از تام فلتون که در فیلم جدیدی به نام جک آزبورن (Jack Osborne) بازی کرده به صورت آنلاین منتشر شده است که می توانید در اینجا مشاهده کنید. |
|
دنیل رادکلیف: برام خیلی سخت بود کس دیگه ای هری رو بازی کنه Posted: 06 Nov 2008 12:08 PM CST در مصاحبه کوتاهی که دنیل رادکلیف با مجله OK انجام داده است، از اما واتسون و تصمیم او برای ادامه تحصیلات، پارتی های پنهانی و شیفتگی اش به جنگ جهانی اول صحبت کرده است. بخش هایی از صحبت های او را در ادامه خبر بخوانید…
|
عکس های جدید از اما واتسون در تبلیغات افسانه دسپریا
Posted: 09 Nov 2008 05:04 AM CST
دو عکس تبلیغاتی جدید از خود اما واتسون در فیلم انیمیشنی افسانه دسپریا (The Tale of Despereaux)، در مقابل کاراکترش، یعنی پرنسس پی (که صدای آن را در این انیمیشن اجرا کرده)، به صورت آنلاین منتشر شده است که همه آنها را با بالاترین کیفیت می توانید در اینجا ببینید
منبع:شبکه ی دیوانه ساز
مورد انتشار کتاب “افسانه های بیدل قصه گو” است. متن کامل فارسی مطلب رولینگ را در ادامه خبر می توانید بخوانید.
سه شنبه 7 آبان 1387
رونمایی کتاب “افسانه های بیدل قصه گو”![]()
همان طور که بعضی از شما می دانید، در 14 آذر ماه برای کمک به برنامه انتشار کتاب “افسانه های بیدل قصه گو” در یک مهمانی چای در در کتابخانه ملی اسکاتلند در ادینبورگ، شرکت خواهم کرد. خیلی خوشحالم که حالا هر کسی میتونه به این کتاب دسترسی داشته باشه و تمام عواید فروش هم به نفع موسسه خیریه کودکان Children’s High Level Group صرف خواهد شد. این موسسه خیریه ای که پیدا کرده ام، به کودکانی که در سراسر اروپای شرقی دچار مشکلات آسیب پذیری هستند، کمک می کند.
خیلی متاسفم که برای تعداد شرکت کنندگان در این مهمانی محدودیت وجود دارد، که حضار باید بین 8 تا 11 سال و از مدارس ابتدایی در منطقه ادینبورگ باشند که توسط رای گیری تصادفی توسط روزنامه محلی آنجا انتخاب خواهند شد. علاوه بر این، تعدادی بلیط دیگر هم توسط انتشارات اسکلاستیک، بلومزبری و فروشگاه آمازون در دسترس است که با انجام مسابقاتی اهدا می شوند. برای اطلاعات بیشتر به سایت این شرکت ها مراجعه کنید.
یکی از هفت نسخه اصلی دست نویس کتاب “افسانه های بیدل قصه گو”، از صمیم قلب به اولین ویرایشگرم، آقای باری کانینگهام قرض شده است که برای شرکت در برنامه کتابخانه ملی اسکاتلند به مدت یک ماه در آنجا حضور خواهد داشت، که از 5 دسامبر (15 آذر) تا 4 ژانویه 2009 (15 دی 1387) است و هر کسی که به ادینبورگ آمد می تواند برود و او را هم ببیند. (منظور دیدن نسخه اصلی دست نویس کتاب است.)
صدها هزار کودک آسیب پذیر در اروپای شرقی وجود دارند که در شرایطی بسیار وحشتناک در نهادهای مسکونی زندگی می کنند. برخلاف باور عامه، کمتر از 4% آنها یتیم هستند اما تحت مراقبتند زیرا بعضی از آنها معلول هستند یا خانواده های فقیری دارند یا از اقلیتهای قومی اند. موسسه خیریه Children’s High Level Group، کتاب “افسانه های بیدل قصه گو” را با همکاری ناشران انگلیسی زبان من، یعنی بلومزبری و اسکلاستیک و بقیه ناشران خارجی ام در سراسر دنیا، منتشر می کند. علاوه بر این، کتاب فروشی آنلاین آمازون، که یک نسخه محدود ویژه از کتاب را تولید می کند، تمام عواید فروش خود را برای کمک به این کودکان در خارج از نهادها و مستقیما به خانواده های دوست داشتنی آنها یا مراکز حمایتی خانواده ها، اهدا می کند.
امیدوارم کتاب “افسانه های بیدل قصه گو” فقط یک هدیه کریسمس برای طرفداران هری پاتر نباشد، بلکه فرصتی باشد تا صدای این بچه های رها شده هم به گوش بقیه برسد.
منبع:شبکه ی دیوانه ساز
همان طور که در تقویم کامپیوتری اتفاقات جادویی شبکه دیوانه ساز ایرانی مشاهده کردید، امروز (شب هالووین) سالروز کشته شدن جیمز و لیلی پاتر توسط لرد ولدمورت در سال 1360 است. به همین مناسبت ماجرای کامل آن شب را برای شب هالووین شما نوشته ایم. این بخش در فصل هفدهم کتاب هری پاتر و یادگاران مرگ (راز باتیلدا) و در صفحه 407 وجود دارد.
ترجمه از ویدا اسلامیه است و متعلق به کتابسرای تندیس، تایپ این بخش هم از شبکه دیوانه ساز ایرانی است.
در شبی بارانی و پر باد، دو کودک با لباس هایی به شکل کدو حلوایی، سلانه سلانه از میدان عبور می کردند و ویترین فروشگاه ها پر از عنکبوت های کاغذی بود. با دنیایی از تزیینات پر زرق و برق مبتذل مشنگی که در نظر آن ها هیچ اهمیتی نداشتند… و او به نرمی جلو می آمد، با همان احساس رضایت و قدرت و حقانیتی که همواره در چنین مواقعی در خود می دید… نه با خشم… خشم به روح هایی بس ضعیف تر از او تعلق داشت… بلکه با سروری پیروزمندانه، بله… او انتظار این لحظه را کشیده بود… آرزویش را داشت…
- چه لباس قشنگیه، آقا!
وقتی پسرک به قدری نزدیک شد که توانست زیر کلاه شنل را ببیند، لبخند پسرک را دید که بر لبش خشک شد و ترسی را که بر چهره ی نقاشی شده اش سایه انداخت، آن گاه پسرک برگشت و پا به فرار گذاشت… دسته ی چوبدستی اش را در زیر ردایش لمس کرد… یک حرکت ساده کافی بود تا کودک هرگز به مادرش نرسد… اما ضرورتی نداشت، هیچ ضرورتی نداشت…
و حالا در امتداد خیابان جدید تاریک تری پیش می رفت و مقصدش سرانجام در دیدرسش قرار گرفت، افسون رازداری باطل شده بود، هر چند که خودشان هنوز این را نمی دانستند… وقتی به کنار پرچین رسید و آن سویش را نگاه کرد از برگ های خشکی که روی پیاده رو می لغزیدند نیز بی صداتر بود.
پرده هایشان را نکشیده بودند و او آن ها را به وضوح در اتاق نشیمن کوچکشان می دید، مرد بلند قامت مو مشکی عینکی برای سرگرمی کودک مو مشکی کوچکی که لباس خواب آبی به تن داشت ابرهای کوچکی از دودهای رنگارنگ از نوک چوبدستی اش خارج می کرد. کودک خنده کنان می کوشید دودها را بگیرد و در مشت کوچکش نگه دارد…
دری باز شد و مادر وارد اتاق شد و حرف هایی زد که او نمی توانست بشنود، موی سرخ تیره ی بلندش روی صورتش ریخته بود. حالا پدر، کودک را از زمین بلند کرد و به دست مادر داد. مرد چوبدستی اش را روی کاناپه انداخت و کش و قوسی به بدنش داد و خمیازه کشید…
وقتی در حیاط را هل داد و باز کرد صدای غیژ غیژ مختصری بلند شد، اما جیمز پاتر آن را نشنید. دست سفیدش چوبدستی اش را از زیر شنل بیرون کشید و در را نشانه گرفت که با شدت باز شد.
از آستانی در گذشته بود که جیمز با سرعت وارد هال شد. کارشان آسان بود… بسیار آسان… حتی چوبدستی اش را نیز برنداشته بود…
- لی لی، هری رو بردار و برو! خودشه! برو! فرار کن! من معطلش می کنم -
معطل می کنم، با دست خالی و بدون چوبدستی!… پیش از اجرای نفرینش خنده را سر داد…
- آواداکداورا!
نور سبز رنگ، هال تنگ و کوچک را پر کرد، کالسکه ی کودک را به دیوار فشرد و روشن کرد، نرده ها را همچون خطوط صاعقه به درخشش در آورد، و جیمز پاتر همچون عروسکی خیمه شب بازی که بندهایش بریده باشد به زمین سقوط کرد…
صدای جیغ زن را می شنید که در طبقه ی بالا به دام افتاده بود، اما دست کم تا زمانی که عاقلانه رفتار می کرد دلیلی برای ترسیدن نداشت… او از پله ها بالا رفت. با اندک لذتی به صداهایی گوش داد که زن در تلاش برای سنگر گرفتن در اتاق ایجاد می کرد… او نیز چوبدستی یی با خود نداشت… چه قدر ابله بودند، و چه خوش خیال، فکر می کردند امنیتشان در دست دوستانشان است، فکر می کردند سلاح را می شود لحظه ای از خود جدا کرد…
به زور در را باز کرد. صندلی و جعبه هایی را که عجولانه پشت در روی هم چیده شده بودند، با یک حرکت نرم چوبدستی اش به کناری انداخت. و زن آن جا ایستاده بود و کودک در آغوشش بود. با دیدن او، پسرش را در تخت کودکی در پشت سرش گذاشت و دست هایش را از دو طرف باز کرد، انگاه فایده ای داشت، انگاه با پنهان نگه داشتن کودک از دید او، امیدوار بود خودش به جای کودک برگزیده شود…
- هری نه، هری نه، خواهش می کنم، هری نه!
- برو کنار، دختر ابله… برو کنار، زود باش…
- هری نه! خواهش می کنم… منو بکش… منو به جای اون بکش -
- این آخرین اخطارمه -
- هری رو نه! خواهش می کنم… رحم داشته باش… رحم کن… هری نه! هری نه! خواهش می کنم - هری کاری بگی می کنم -
- برو کنار -برو کنار، دختر -
می توانست به زور او را از تخت کودک دور کند. اما عاقلانه تر این بود که کار همه شان را تمام کند…
نور سبز رنگ در اتاق برقی زد و زن نیز مثل شوهرش به زمین افتاد. کودک در تمام این مدت گریه نکرده بود. با گرفتن میله های تختش، توانست از جایش بلند شود، سرش را بالا برد و با شور و علاقه به صورت مهاجم نگاه کرد، شاید تصور می کرد که پدرش زیر شنل پنهان است و نورهای زیبای دیگری درست می کند و هر لحظه ممکن است مادرش از زمین بلند شود و بخندد -
او با دقت زیادی، نوک چوبدستی اش را به سمت صورت کودک نشانه گرفت، می خواست شاهد آن اتفاق باشد، شاهد نابودی این یکی باشد، این خطر از بین نرفتنی. کودک شروع به گریستن کرد: دیده بود که او جیمز نیست… گریه کردنش را دوست ندشت، در پرورشگاه نیز هرگز تحمل گریه و زاری بچه های کوچک تر را نداشت -
- آواداکداورا!
و بعد او در هم شکست، دیگر هیچ چیز نبود، هیچ چیز جز درد و وحشت، باید خودش را پنهان می کرد، نه آن جا در خانه ی مخروبه ای که کودک در آن به دام افتاده بود و گریه می کرد، بلکه در جای بسیار...
منبع:شبکه ی دیوانه ساز
این دراکو توی یادگاران مرگ و الان حس تنفر توی چهره ش واضحه.
وایییییی چه خوف ناک
این خنده رو هرو به خوفناکه ترجیح میدم![]()
چه جالب!(چیش جالب بود نمیدوونم)
من رونم ولی حداقل به خاطر دراکو هم که شده میزارم![]()